1- چه اتفاقی می افتد که یک فرد چپ دست می شود؟
در
پاسخ به این سوال محققان هنوز کاملا مطمئن نیستند، اما تحقیقات زیادی نشان
داده تعامل پیچیده ای از ژن ها و طبیعت این مسئله را باعث می شود. در حالی
که ژن های خاصی به نام "ژن های چپ دستی" هم پیدا نشده اند. اما چیزی که ما
می بینیم این است که افراد چپ دست در خانواده و اصل و نسبشان چپ دست های
بیشتری داشته اند.
صرف نظر از اینکه چه چیزی باعث چپ دست و راست دست شدن
افراد می شود، تحقیقات برخی تفاوت های فیزیولوژیک و شخصیتی افراد چپ دست
با راست دست ها را پیدا کرده اند.
2- چپ دست ها در خطر بیشتری برای ابتلا به بیماری های روانی قرار دارند
همانطور
که گفتیم چپ دست ها چیزی حدود 10 درصد افراد جامعه را تشکیل می دهند. اما
محققان دریافته اند در جامعه هایی که شیوع بیماری های عصبی و روانی خاص در
آنها بالاتر است، درصد چپ دست های جامعه نیز بالاتر بوده است.
مطالعات
پیشین دریافته اند که 20 درصد افراد مبتلا به این بیماری ها از جمله
افسردگی، اختلال دوقطبی، اسکیزوفرنی و شیدایی، چپ دست بوده اند. اما امروزه
مطالعات جدیدتر اظهار می دارند که شیوع این بیماری در چپ دست ها بیشتر از
20 درصد خواهد بود.
3- چپ دست و راست دست بودن سلامتی شما را هم تعیین می کند
دانشمندان
همچنین دریافته اند شیوع اختلالات شنوایی، بیش فعالی و برخی اختلالات
رفتاری خاص در چپ دست ها بیشتر است. با این حال دلیل واقعی این مساله هنوز
به طور کامل مشخص نشده، اما به نظر می رسد مغز این افراد پیچیدگی بیشتری
نسبت به راست دست ها داشته باشد. هنر و خلاقیت چپ دست ها بالاتر از راست
دست ها است. آنها جالب تر و پیچیده تر فکر می کنند و معمولا در یک گروه از
دوستان، ایده های بهتری به سرشان می زند.
مغز انسان به دو نیمکره تقسیم شده
است، نیمکره راست و نیمکره چپ مغز. بیشتر افراد برای انجام بیشتر فعالیت
هایشان، مثل عمل صحبت کردن به نیمکره چپ مغز وابسته هستند. بیشتر راست دست
ها در این گروه قرار دارند. اما حدود 30 درصد چپ دست ها برای بیشتر فعالیت
ها به نیمکره راست مغز وابسته اند و در بقیه آنها در انجام فعالیت ها نیمی
از مغز بر نیمی دیگر برتری ندارد.
بر اساس مطالعات موجود، وجود یک
نیمکره مغزی غالب در انجام فعالیت های روزانه باعث افزایش کارایی فرد می
شود و به همین خاطر است که خطر اختلالات یادگیری و ناهنجاری های روانی در
چپ دست ها بیشتر خواهد بود. اگر از جهت سایر شرایط بالینی بخواهیم آنها را
مقایسه کنیم، مطالعه های زیادی نشان داده اند که شیوع بیماری های نظیر
آرتریت روماتوئید و زخم های گوارشی در جمعیت چپ دست به طور قابل توجهی کمتر
از راست دست ها خواهد بود.
4- شنوایی و سخنرانی چپ دست ها با راست دست ها متفاوت است
چپ
دست ها قدرت بالاتری در شنیدن تغییرات ریز و ظریف صداها دارند. جالب است
بدانید نیمکره های راست و چپ مغز هر کدام در درک و تحلیل برخی صداهای خاص
قدرت دارند و چیزی که واضح است قدرت نیمکره راست مغز، یعنی همان نیمکره ای
که چپ دست ها بیشتر به کار می گیرند قدرت بیشتری در تحلیل و شناخت تغییرات
ریز و دقیق در صداها دارد.
5- چپ دست ها هنرپیشه های قوی تری هستند
هنر
و خلاقیت چپ دست ها بالاتر از راست دست ها است. آنها جالب تر و پیچیده تر
فکر می کنند و معمولا در یک گروه از دوستان، ایده های بهتری به سرشان می
زند. جالب است بدانید مطالعه های انجام شده پی برده اند که چپ دست ها در
انتخاب یک کار و روش، کمتر به نقاط منفی آن فکر می کنند و به همین خاطر
قدرت ایده پردازی و خلاقیت آنها بالاتر است.
6- چپ دست ها در مسابقه های ورزشی هم شما را شکست خواهند داد
اگر
نگاهی به تاریخ ورزش و قهرمانان جهانی بیندازید، متوجه می شوید که تعداد
بالایی از قهرمانان ورزشی چپ دست بوده اند، مخصوصا در ورزش هایی مانند گلف و
تنیس.
در حقیقت چپ دست ها در ورزش هایی که نیاز به تمرکز بیشتر دارد
موفق ترند، مانند تنیس، بوکس، بیس بال و بولینگ.بررسی ها نشان داده اند که
شانس موفقیت چپ دست ها در مسابقات ورزشی زمانی که رقیب آنها یک راست دست
است بیشتر خواهد بود و این همان قوت قلبی است که قهرمانان چپ دست در
مسابقات نهایی به آن نیاز دارند و با شنیدن آن دلگرم می شوند.
منبع : tebyan.net
لاریسا
معمولاً نه فقط یکبار، نه دوبار، بلکه سه بار پشت سر هم عطسه می کند. به
محض اینکه وارد اتومبیل میشود، اگر هوای بیرون آفتابی باشد عطسهاش
میگیرد. پدرش هم همینطور است. وقتی یک آدامس نعنایی دهانش میاندازد هم
وضع همینطور است. لاریسا که 30 سال دارد، تنها کسی نیست که این وضع را
دارد. خیلیها در زمانهای خاص عطسهشان میگیرد مثلاً بعد از ورزش کردن،
برداشتن ابرویشان، زیر نور آفتاب و ...
در زیر به دلایل اینکه چرا در زمانهای عجیب عطسهمان میگیرد اشاره میکنیم.
1. عطسه کردن از اعصابتان شروع میشود. این را نیل کائو متخصص آلرژی و آسم در مرکز آسم و آلرژی گرین ویل میگوید.
او
اینطور توضیح می دهد که سیستم عصبی همه افراد به یک طریق یکسان سیمکشی
شده است اما پیامهایی که در طول این عصبها حرکت میکنند، راههای متفاوتی
برای رفتوآمد به مغز انتخاب میکنند و همین مسئله باعث میشود عادت عطسه
کردن در افراد مختلف متفاوت باشد. او میگوید، "این انتقال عصبهاست که به
مغزتان میگوید که چیزی در بینی شما هست که باید بیرون بیاید!"
2. عطسه کردن از بدنتان محافظت میکند. دکتر کائو میگوید، "عطسه کردن بخش مهمی از فرایند ایمنی بدن است که کمک میکند سالم بمانید." عطسه با پاک کردن بینی از باکتریها و ویروسها از بدنتان محافظت میکند. وقتی چیزی وارد بینی شما میشود یا با محرکی روبهرو می شوید که مرکز عطسه که در پایین ساقه مغز قرار گرفتهاست در مغزتان را تحریک میکند، پیامهایی سریعاً برای بستن گلو، چشمها و دهانتان فرستاده میشود. سپس، عضلات سینهتان شدیداً منقبض میشوند و بعد عضلات گلویتان به سرعت باز و آزاد میشوند. درنتیجه این، هوا — به همراه بزاق و ماده مخاطی — با شدت از دهان و بینیتان بیرون میآید. و همین میشود که عطسه میکنید.
3. عطسه سریع اتفاق می افتد. عطسه ها با سرعت 161 کیلومتر در ساعت حرکت میکنند. یک عطسه میتواند 100،000 میکروب را وارد هوا کند.
4.
برداشتن ابرو ممکن است موجب عطسه شود. برداشتن ابرو روی عصبی در صورتتان
که مسیر بینی را تامین میکند اثر میگذارد. و در نتیجه عطسه میکنید.
5. هیچوقت در خواب عطسه نمیکنید. وقتی میخوابید، اعصاب عطسه هم میخوابند و این یعنی وقتی خوابید معمولاً عطسه نمیکنید.
6. ورزش
ممکن است عطسهتان بیندازد. دکتر کائو اعتقاد دارد که ورزش موجب عطسه کردن
میشود. او میگوید، وقتی بیش از حد به جسمتان فشار میآورید، تنفستان
زیاد میشود و درنتیجه، بینی و دهانتان خشک میشود. به این ترتیب، بینی شما
با شروع به ترشح که موجب عطسه میشود به این مسئله واکنش میدهد.
7. طولانیترین عطسه : 978 روز که توسط دونا گرفیت از انگلستان به ثبت رسیده است.
8.
نور آفتاب موجب عطسه کردن میشود. نورآفتاب باعث میشود که یکی از هر سه
نفر به عطسه بیفتند. البته حساسیت به نورآفتاب مسئله ای ارثی است — این هم
یک چیز دیگر که میتوانید گردن پدر و مادرتان بیندازید!
9. رابطه جنسی هم میتواند محرک عطسه باشد. بیشتر از آنچه که فکر میکنید اتفاق میافتد. محققان باور دارند که تحریک سیستم عصبی پاراسمپاتیک در برخی افراد پیامهایی ارسال میکند که نه فقط باعث میشود این افراد از رابطه جنسی خود لذت ببرند، بلکه بعد از اتمام آن عطسه کنند.
10.
پرعطسهترین حیوان : ایگوانا. طبق تحقیقات ایگوانا بیشتر از سایر حیوانات
عطسه میکند. عطسه کردن معمولاً برای بیرون کردن برخی نمکهای خاص که از
محصولات فرعی فرایندهای گوارشی آنهاست اتفاق میافتد.
11. چطور عطسه را متوقف کنید؟ با اینکه هنوز ثابت نشده است اما نفس کشیدن از راه دهان و گرفتن بینی در آن زمان میتواند چارهساز باشد.
خرافات مربوط به عطسه
گذشته
از این واقعیتهای عجیب درمورد عطسه، خرافات زیادی هم درمورد عطسه وجود
دارد.بعنوان مثال، درست نیست که وقتی عطسه میکنید قلبتان میایستد. وقتی
سینهتان به خاطر عطسه منقبض میشود، جریان خونتان هم موقتاً منقبض میشود.
درنتیجه، ریتم قلبتان تغییر میکند اما توقف نمیکند.
و وقتی عطسه میکنید کره چشمتان بیرون
نخواهد پرید. بعضی افراد موقع عطسه کردن به طور طبیعی چشمهایشان را
میبندند اما اگر بتوانند آنرا باز نگه دارند، چشمهایشان بیرون نخواهد
پرید! دکتر کائو میگوید، "بااینکه فشارخون پشت چشم موقع عطسه کردن کمی
بالا میرود اما آنقدر زیاد نیست که چشمهایتان را از حدقه بیرون کند."
خیلیها
هم عقیده دارند وقتی عطسه میکنید باید کاری که مشغول انجام آن هستید را
متوقف نموده و صبر نمایید برخی نیز اعتقاد دارند دوستی به ملاقاتتان میآید
و اگر گربهتان عطسه کند باران خواهد آمد.
درمورد گفتن واژه عافیت باشید بعد از عطسه به همدیگر، دکتر وود توضیح میدهد که واژه عطسه به یونانی "pneuma” به معنای روح میباشد.
او
میگوید، "دعای خیر عافیت باشد بعد از عطسه از عقاید قدیمی است. در گذشته
عطسه را تجربهای نزدیک به مرگ میپنداشتند و تصور میکردند که دعای خیر
روح فرد را از بیرون شدن از بدنش نجات میدهد و از وارد شدن شیطان به بدنش
جلوگیری میکند.
منبع :
می
دانیم که پرندگان روی تخم می خوابند تا جوجه ها از تخم بیرون بیایند.
تخمها باید به قدری محکم باشند، که وزن پرندهء خوابیده روی تخمها باعث
شکستن آنها نشود. به این جهت شکل تخم مرغ کاملاً حساب شده است، تا بتواند
بدون شکسته شدن فشار زیادی را تحمل کند، و به همین دلیل محافظ خوبی برای
جوجه باشد. سرانجام جوجه با نوک زدن تخم را از داخل می شکند.
بیشتر تخمها دارای یک سر گرد و یک سر
نسبتاً نوک تیز هستند. در نتیجه اگر تخم پرنده ای لول بخورد ، دور قسمت
باریکتر دوران می کند و از لانه بیرون نمی افتد. مخصوصاً وقتی که تخم پرنده
در سطح شیبدار قرار گیرد، به جای پائین رفتن یک مسیر منحنی طی کرده و
متوقف می شود.
بیشتر پرنده ها نیز لانه ای شبیه کاسه
می سازند. این لانه مانع از لول خوردن تخم می شود. نوک باریکتر تخمها هم
در لانه رو به یکدیگر قرار گرفته ، و باعث می شود که پرنده راحتر روی تخمها
بخــــوابد و تمام آنها را با بدن خود بپوشاند و گرم نگـــــاه دارد.
مسئله این است که تصادفات بسیار زیادی
رخ دادهاند تا جهان در چنین شرایط کنونی قرار گرفته و حیات امکانپذیر
شده است. مارتین ریس با تحقیقات و مطالعات بسیار تلاش کرده است تا با
مقداردهی به برخی از این مفاهیم، دلایل خود را تحکم بخشد. او ادعا میکند
که جهان تحت حکومت و کنترل شش عدد است. اعدادی که هر کدام از آنها قابل
اندازهگیری بوده و مقدار دقیقی دارند. از نظر او این 6 عدد باید به
گونهای خاص و دقیق باشند تا شرایط حیات را فراهم کنند. در غیر اینصورت،
یعنی تنها با کمترین کم و کاستی در آنها منجر به جهانهای عاری از حیات
خواهد شد.
او در کتاب خود این اعداد را اینگونه معرفی میکند:
عدد N :
عدد
N برابر است با 10 به توان 36 که با قدرت نیروی الکتریکی تقسیم بر قدرت
گرانش برابر است. این عدد نشان میدهد گرانش تا چه حد ضعیف است. اگر عدد N
از این کمتر بود آن گاه ستارگان نمیتوانستند متراکم شده و دماهای زیاد
برای همجوشی ایجاد کنند. بنابراین ستارگان دیگر نمیدرخشیدند و سیارات
درون سیاهی سردی فرو میرفتند. اما اگر گرانش حتی ذرهای قویتر بود،
ستارگان بسیار سریع گرم شده و سوخت خود را چنان سریع می سوزاندند که حیات
هرگز فرصت آغاز پیدا نکند.
عدد اپسیلون:
این عدد برابر با 0007/ است. اپسیلون مقدار نسبی هیدروژنی است که در انفجار بزرگ از طریق هم جوشی به هلیوم تبدیل میشود. اگر این عدد به جای 0007/، عدد 0006/ بود، باعث تضعیف نیروی هستهای شده و به این ترتیب پروتونها و نوترونها به یکدیگر وابسته نمیشدند. دوتریوم که (دارای یک پروتون و یک نوترون) است، نمیتوانست شکل بگیرد. بنابراین عناصر سنگین تر هرگز در ستارهها بوجود نمیآمدند.
همچنین، اتمهای بدن ما هرگز شکل نگرفته و کل جهان به هیدروژن تبدیل میشد. جالبه نه؟! حال، اگر اپسیلون برابر 0008/ بود، آنگاه همجوشی چنان سریع صورت می گرفت که هیچ هیدروژنی از انفجار بزرگ باقی نمیماند و امروزه ستارهای وجود نداشت که به سیارات انرژی بدهد.
عدد Q:
این
عدد، دامنهی اختلالات موج در تابش ریز موج پس زمینه است که برابر با 10
به توان 5- است. اگر این عدد کمی کوچکتر از این بود، آنگاه جهان به شدت
یکنواخت شده و تودهی بیجانی از گاز و غبار که هرگز به شکل کهکشانها و
ستارههای امروزی در نمی آمد. در این صورت جهان یکنواخت، بیمعنی و عاری از
حیات میشد. حال، اگر این عدد بزرگتر از این مقدار بود، آنگاه در تاریخ
جهان ماده زودتر به شکل ساختارهای بزرگ ابر کهکشانی متراکم تبدیل میشد.
عدد امگا:
این
عدد چگالی نسبی جهان است. اگر امگا از این رقمی که هست، کوچکتر بود، جهان
بسیار سریع منبسط و سرد میشد. ولی اگر امگا خیلی بزرگتر از این رقم بود،
جهان قبل از اینکه فرصت حیات پیدا کند از هم فرو می پاشید.
عدد لاندا:
لاندا
عدد ثابت کیهانی است که سرعت جهان را تعیین میکند. اگر این عدد تنها به
مقدار کمی بزرگتر بود با نیروی ضد گرانشی که ایجاد می کرد و جهان از هم می
پاشید. یعنی با سرعت تمام به حالت انجماد بزرگ فرو میرفت که در نتیجه
حیات را غیر ممکن میکرد.
اما اگر این عدد ثابت کیهانی عددی منفی و کمتر
از این رقم بود، جهان به شدت متراکم شده و قبل از اینکه حیات شکل بگیرد
دچار فروپاشی بزرگ میشد.
عدد D :
این
عدد، تعداد ابعاد فضا است. اگر فضا یک بعدی باشد، احتمالا حیات نمیتواند
وجود داشته باشد. زیرا در این صورت محتویات جهان چیز قابل توجهی نخواهد
بود. ذرات بدون هیچ برهمکنشی از کنار یکدیگر عبور میکردند. بنابراین
میتوان گفت؛ جهانهایی که در یک بعد وجود دارند، نمیتوانند حیات داشته
باشند.
فضاهای دو بعدی نیز با این مشکل مواجه
هستند و شکلهای مختلف حیات در این فضا، نهایتا متلاشی یا تجزیه میشوند.
از نظر علم زیست شناسی نیز هوش نمیتواند در کمتر از سه بعد وجود داشته
باشد. در فضای چهار بعدی، مشکل دیگری وجود دارد، سیارهها دیگر در مدار خود
به دور خورشید قرار نخواهند گرفت. قانون جذر معکوس نیوتون با قانون مکعب
معکوس جایگزین خواهد شد و به بیان دیگر، عدد سه در ابعاد فضایی عددی ویژه
است. یعنی دقیقا در فضای سه بعدی میتوان به جستجوی حیات پرداخت.
منبع: hamshahrionline.ir