می
دانیم که پرندگان روی تخم می خوابند تا جوجه ها از تخم بیرون بیایند.
تخمها باید به قدری محکم باشند، که وزن پرندهء خوابیده روی تخمها باعث
شکستن آنها نشود. به این جهت شکل تخم مرغ کاملاً حساب شده است، تا بتواند
بدون شکسته شدن فشار زیادی را تحمل کند، و به همین دلیل محافظ خوبی برای
جوجه باشد. سرانجام جوجه با نوک زدن تخم را از داخل می شکند.
بیشتر تخمها دارای یک سر گرد و یک سر
نسبتاً نوک تیز هستند. در نتیجه اگر تخم پرنده ای لول بخورد ، دور قسمت
باریکتر دوران می کند و از لانه بیرون نمی افتد. مخصوصاً وقتی که تخم پرنده
در سطح شیبدار قرار گیرد، به جای پائین رفتن یک مسیر منحنی طی کرده و
متوقف می شود.
بیشتر پرنده ها نیز لانه ای شبیه کاسه
می سازند. این لانه مانع از لول خوردن تخم می شود. نوک باریکتر تخمها هم
در لانه رو به یکدیگر قرار گرفته ، و باعث می شود که پرنده راحتر روی تخمها
بخــــوابد و تمام آنها را با بدن خود بپوشاند و گرم نگـــــاه دارد.
مسئله این است که تصادفات بسیار زیادی
رخ دادهاند تا جهان در چنین شرایط کنونی قرار گرفته و حیات امکانپذیر
شده است. مارتین ریس با تحقیقات و مطالعات بسیار تلاش کرده است تا با
مقداردهی به برخی از این مفاهیم، دلایل خود را تحکم بخشد. او ادعا میکند
که جهان تحت حکومت و کنترل شش عدد است. اعدادی که هر کدام از آنها قابل
اندازهگیری بوده و مقدار دقیقی دارند. از نظر او این 6 عدد باید به
گونهای خاص و دقیق باشند تا شرایط حیات را فراهم کنند. در غیر اینصورت،
یعنی تنها با کمترین کم و کاستی در آنها منجر به جهانهای عاری از حیات
خواهد شد.
او در کتاب خود این اعداد را اینگونه معرفی میکند:
عدد N :
عدد
N برابر است با 10 به توان 36 که با قدرت نیروی الکتریکی تقسیم بر قدرت
گرانش برابر است. این عدد نشان میدهد گرانش تا چه حد ضعیف است. اگر عدد N
از این کمتر بود آن گاه ستارگان نمیتوانستند متراکم شده و دماهای زیاد
برای همجوشی ایجاد کنند. بنابراین ستارگان دیگر نمیدرخشیدند و سیارات
درون سیاهی سردی فرو میرفتند. اما اگر گرانش حتی ذرهای قویتر بود،
ستارگان بسیار سریع گرم شده و سوخت خود را چنان سریع می سوزاندند که حیات
هرگز فرصت آغاز پیدا نکند.
عدد اپسیلون:
این عدد برابر با 0007/ است. اپسیلون مقدار نسبی هیدروژنی است که در انفجار بزرگ از طریق هم جوشی به هلیوم تبدیل میشود. اگر این عدد به جای 0007/، عدد 0006/ بود، باعث تضعیف نیروی هستهای شده و به این ترتیب پروتونها و نوترونها به یکدیگر وابسته نمیشدند. دوتریوم که (دارای یک پروتون و یک نوترون) است، نمیتوانست شکل بگیرد. بنابراین عناصر سنگین تر هرگز در ستارهها بوجود نمیآمدند.
همچنین، اتمهای بدن ما هرگز شکل نگرفته و کل جهان به هیدروژن تبدیل میشد. جالبه نه؟! حال، اگر اپسیلون برابر 0008/ بود، آنگاه همجوشی چنان سریع صورت می گرفت که هیچ هیدروژنی از انفجار بزرگ باقی نمیماند و امروزه ستارهای وجود نداشت که به سیارات انرژی بدهد.
عدد Q:
این
عدد، دامنهی اختلالات موج در تابش ریز موج پس زمینه است که برابر با 10
به توان 5- است. اگر این عدد کمی کوچکتر از این بود، آنگاه جهان به شدت
یکنواخت شده و تودهی بیجانی از گاز و غبار که هرگز به شکل کهکشانها و
ستارههای امروزی در نمی آمد. در این صورت جهان یکنواخت، بیمعنی و عاری از
حیات میشد. حال، اگر این عدد بزرگتر از این مقدار بود، آنگاه در تاریخ
جهان ماده زودتر به شکل ساختارهای بزرگ ابر کهکشانی متراکم تبدیل میشد.
عدد امگا:
این
عدد چگالی نسبی جهان است. اگر امگا از این رقمی که هست، کوچکتر بود، جهان
بسیار سریع منبسط و سرد میشد. ولی اگر امگا خیلی بزرگتر از این رقم بود،
جهان قبل از اینکه فرصت حیات پیدا کند از هم فرو می پاشید.
عدد لاندا:
لاندا
عدد ثابت کیهانی است که سرعت جهان را تعیین میکند. اگر این عدد تنها به
مقدار کمی بزرگتر بود با نیروی ضد گرانشی که ایجاد می کرد و جهان از هم می
پاشید. یعنی با سرعت تمام به حالت انجماد بزرگ فرو میرفت که در نتیجه
حیات را غیر ممکن میکرد.
اما اگر این عدد ثابت کیهانی عددی منفی و کمتر
از این رقم بود، جهان به شدت متراکم شده و قبل از اینکه حیات شکل بگیرد
دچار فروپاشی بزرگ میشد.
عدد D :
این
عدد، تعداد ابعاد فضا است. اگر فضا یک بعدی باشد، احتمالا حیات نمیتواند
وجود داشته باشد. زیرا در این صورت محتویات جهان چیز قابل توجهی نخواهد
بود. ذرات بدون هیچ برهمکنشی از کنار یکدیگر عبور میکردند. بنابراین
میتوان گفت؛ جهانهایی که در یک بعد وجود دارند، نمیتوانند حیات داشته
باشند.
فضاهای دو بعدی نیز با این مشکل مواجه
هستند و شکلهای مختلف حیات در این فضا، نهایتا متلاشی یا تجزیه میشوند.
از نظر علم زیست شناسی نیز هوش نمیتواند در کمتر از سه بعد وجود داشته
باشد. در فضای چهار بعدی، مشکل دیگری وجود دارد، سیارهها دیگر در مدار خود
به دور خورشید قرار نخواهند گرفت. قانون جذر معکوس نیوتون با قانون مکعب
معکوس جایگزین خواهد شد و به بیان دیگر، عدد سه در ابعاد فضایی عددی ویژه
است. یعنی دقیقا در فضای سه بعدی میتوان به جستجوی حیات پرداخت.
منبع: hamshahrionline.ir
تیزهوش و انواع آن
توزیع هوش و استعداد در کودکان متعلق به خانوادههای گوناگون به نحوی است که اکثریت افراد دارای هوش متوسط و اقلیتی دارای هوش و استعداد کمتر از متوسط و اقلیتی دیگر دارای هوش و استعداد بالا هستند اما چه چیز این اقلیت را از دیگران جدا می کند و آنان را از نظرسطح استعداد در رتبه بالاتری نسبت به همسالان خود قرار می دهد ؟ راه تشخیص تیزهوشان چیست ؟
در ایران همزمان با تاسیس اداره کل امور کودکان و دانشآموزان استثنایی در سال 1347 اولین مدرسه کودکان تیزهوش ویژه دانشآموزان ابتدایی و راهنمایی نیز در تهران افتتاح شد که عملا از سال 1348 آغاز به کار کرد.در سال 1355 سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان، با هدف شناسایی و آموزش تیزهوشان به وجود آمد. این سازمان دارای هیات امنایی به عضویت وزیر رفاه اجتماعی، وزیر آموزش و پرورش، سرپرست رادیو و تلویزیون و 4 نفر به انتخاب نخستوزیر بود.هیات مدیره و حسابرسی از دیگر ارکان این سازمان بودند. منابع تامین اعتبار سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان که به صورت غیرانتفاعی ایجاد شده بود، کمکهای دولت (به صورت اعانه)، کمکهای نقدی و غیرنقدی اشخاص حقیقی و حقوقی، کمکهای خارجی، شهریه دانشآموزان و کارآموزان، فروش فرآوردههای ساخته شده در مدارس و مراکز تیزهوشان و بالاخره درآمد حاصل از فعالیتهای هنری و دایر کردن نمایشگاههای مختلف بوده است.به لحاظ روشهای شناسایی و گزینش تیزهوشان این سازمان دارای سیستمی منظم و روشهایی نسبتا کارا بوده است. اهمیت این مساله بیشتر به این لحاظ است که تا آن زمان نظام آموزشی مدون برای این گونه آموزشها و موسسات وجود نداشته است. برای گزینش دانشآموزان از روش آزمونهای هوشی و علمی بهرهگیری میشد.
تیزهوش کیست
طی انجام آزمون هوش به کودکانی که دارای بهره هوشی 130 به بالا هستند، تیزهوش گفته میشود. کودکان تیزهوش و با استعداد، کسانی هستند که طبق تشخیص افراد صلاحیتدار و اهل فن، به دلیل استعدادهای برجسته خود، عملکردهای عالی دارند و در هر یک از زمینههای زیر دارای موفقیتی مشهود یا توانایی بالقوهای میباشند.
انواع تیزهوشان
تیزهوشهای خلاق : علاوه بر هوش سرشار، برتری این افراد برای خلق و ایجاد مسائل هنری و ابداع از همان ابتدا مشخص است. از خصوصیات مهمی که کودک دارای خلاقیت را از کودکان دارای بهره هوشی سطح بالا متمایز میکند، توانایی یا گرایش کودک خلاق به خطر کردن است. به این صورت که کودکان دارای خلاقیت بالا به انجام خدمات غیرعادی برای گروه، ارائه ایدههای مغایر با گروه و نتیجهگیریهای نادر و منحصر به فرد تمایل نشان میدهند.
تیزهوشان درسخوان: این کودکان به مفاهیم مجرد توجه بیشتری دارند. بهتر، سریعتر و بیشتر از دیگران مطالب کتاب را یاد میگیرند و تعداد کتابهایی که خواندهاند، به مراتب زیاد است و از خواندن و حل مسائل لذت میبرند.
تیزهوشان حرفهای: در این کودکان یادگیری اعداد بهتر است. این افراد علاقه زیادی به ساختن اشیاء، کارهایدستی، ریاضیات، ارزیابی، اندازهگیری و وزن کردن دارند. اشکال هندسی را بهتر و زودتر یاد میگیرند.
تیزهوشان کم پیشرفت : در یادگیری موفق نیستند، در واقع هوش آنها به کار گرفته نمیشود. این افراد قدرت درک و نبوغ و بصیرت کافی دارند ولی نمیدانند چرا نتیجه امتحاناتشان خوب نیست.
تعاریف دیگر تیزهوش
پیشرفتهای استثنایی در تحصیلات، خلاقیتهای استثنایی، برخورداری از استعدادهای ویژه، پیشرفتهای برتر از همسالان در فعالیتهای ارزشمند و در تمام معیارهایی که تعیین کننده تیزهوشی هستند در صدر قرار میگیرند. کودکان تیزهوش و با استعداد کسانی هستند که به دلیل تواناییهای برجسته خویش، در مقایسه با کودکان عادی قادر به انجام امور پیچیدهتر و مهمتری هستند و برای تحقق این تواناییها به آموزش و پرورش متفاوت و عالیتری نیز نیاز دارند. خانواده، مدرسه و جامعه باید امکان چنین تعلیم و تربیتی را فراهم آورند تا آنها بتوانند همه ظرفیتهای خدادادی خویش را در راه رشد شخصی، اجتماعی و فرهنگی شکوفا سازند. علایق کودکان تیزهوش، چندجانبه و خودانگیخته است. آنها به آسانی خواندن میآموزند و نسبت به کودکان معمولی کتابهای بیشتر و بهتری میخوانند. در عین حال مجموعههای متعددی جمعآوری میکنند.کودکان تیزهوش زودتر به مدرسه میروند. سرعت پیشرفت آنها از لحاظ کمی و کیفی از افراد عادی بیشتر است. همیشه بیش از یک یا 2 سال تحصیلی از همسالان خود جلوترند. 20 درصد کودکان تیزهوش قبل از 5 سالگی و تقریبا 10 درصد قبل از 4 سالگی قادر به خواندن هستند. والدین کودکان تیزهوش از درک سریع، کنجکاوی، پرسش زیاد، حافظه خوب، سرعت در یادگیری کلمات و به کار بردن آنها و اطلاعات نسبتا زیاد آنها (با توجه به سن کودک) نسبت به همسالانش صحبت میکنند.
سرعت پیشرفت تحصیلی کودکان تیزهوش از افراد عادی بیشتر است:
نوجوانانی که اصطلاح تیزهوش به آنها اطلاق میشود، در یک عامل مشترک هستند و آن عبارت است از جذب مفاهیم انتزاعی، سازمان دادن موثر این مفاهیم و بهکاربردن مناسب آنها. در زمینه مربوط به موضوعات درسی، برتری تیزهوشان نسبت به کودکان عادی در خواندن، کاربرد زبان، استدلال حسابی، علوم، ادبیات و هنر است. در اعمال مربوط به حساب و هجی کردن و اطلاعات مربوط به تاریخ و مدنی، برتری تیزهوشان کمتر مشخص است. کودکان تیزهوش خستگی خود را با کتاب برطرف میکنند و سرعت رشدهوشی تیزهوشان در مقایسه با کودکان عادی زیادتر است. کودکان تیزهوش از نظر تحصیلی بسیار پیشرفتهتر از کودکان معمولی هستند. آنها خواندن را نزد والدین یا خود به تنهایی میآموزند.
ازدواجهای فامیلی،آری یا نه !
بررسی قرون اخیر نشان میدهد احتمالا عامل وراثت در تعیین هوش با میزان تواناییهای ذهنی دخالت دارد؛ اما تواناییهای ذهنی تنها در یک محیط مطلوب شکوفا میشوند و در این مورد نقش محیط فوقالعاده حائزاهمیت است. بررسیهای قرون اخیر نشان میدهد احتمالا عامل وراثت در تامین هوش با میزان تواناییهای ذهنی دخالت دارد. لیکن تواناییهای ذهنی تنها در یک محیط مطلوب شکوفا میشود. در این خصوص نقش محیط بسیار حائزاهمیت است. بیشتر شواهد مربوط به ارثی بودن هوش نشان میدهد دوقلوهای یک تخمکی به دلیل آن که از تخمک واحدی به وجود آمدهاند، از لحاظ وراثت دقیقا 90 درصد همبستگی را نشان میدهند و همبستگی بین دوقلوهای دوتخمکی در حدود 55 درصد یا نصف است.
وقتی فرزندان خانواده در محیط واحدی رشد میکنند، شباهت بیشتری در بهره هوشی آنان دیده میشود و مهمترین علت آن ازدواجهای فامیلی است که به نظر میرسد نه تنها کمتر نشده، بلکه به علت محدودیت آشناییهای پسران و دختران جوان، ازدواج در حلقه بسته خانوادههای ما افزونتر هم شده است. در پس ازدواجهای خویشاوندی، احتمال ژنهای بیماریزا افزایش مییابد و فراوانی بروز صفات نهفته در فرزندان حاصل ازدواجهای خویشاوندی است که به هیچ روی قابل مقایسه با ازدواجهای برونگروهی نیست. در ازدواجهای خویشاوندی پیش از ازدواج، مشاوره ژنتیک صورت میگیرد و حتی پس از ازدواج نیز برای برآورد احتمال تولد کودک بیمار از متخصص علم ژنتیک، مشاوره خانواده، روانشناس متخصص و روانپزشک کمک گرفته میشود. تحقیقی در کشور آمریکا و فرانسه بین هوش کودکان و ازدواجهای خویشاوندی انجام گرفته است و همچنین در ایران نیز به نتایج مشابهی در این رابطه رسیدهاند که بهره هوشی کودکان ازدواجهای غیرخویشاوندی، نسبت به بهره هوشی کودکان ازدواجهای خویشاوندی بیشتر است.
بازهم پولدارها
کودکان تیزهوش به خانوادههای بالا و متوسط جامعه از نظر اقتصادی و اجتماعی تعلق دارند. زمانی که بهره هوشی تنها معیار تیزهوشی شناخته میشود، اغلب کودکان تیزهوش از خانوادههایی میآیند که از وضع اقتصادی بالایی برخوردارند. تعداد برادران و خواهرانشان اندک و والدینشان از آموزش خوبی برخوردارند. موقعی که از بهره هوشی به عنوان تنها معیار طبقهبندی استفاده میشود، میبینیم که کودکان تیزهوش به صورت مساوی در همه طبقات جامعه توزیع نشدهاند.تعداد کودکان تیزهوش در محیطهایی که از نظر آموزشی فقیرند، در مقایسه با محیطهایی که فرصتهای یادگیری در آنها وجود دارد و فعالیتهای کودکان به صورت درست مورد تشویق قرار میگیرد، کمتر است.تعداد کودکان تیزهوش در بین پدران و مادران تیزهوش و محیطهایی که از نظر آموزشی غنی است، از نظر آماری بیشتر است.کودکان تیزهوش بیشتر در خانوادههایی ظهور میکنند که پدران و مادرانشان از نظر اقتصادی و سواد بالاتر از خانوادههای محروم باشند.
از آن ها هم انتظار شکست داشته باشید
برخی از تیزهوشان در مقایسه با افراد عادی، حتی بدون بهره از آموزشهای ویژه، به پیشرفتهای بزرگی نایل میشوند. برخی دیگر حتی با وجود موانع بزرگی که در راه پیشرفتشان وجود دارد، موفقیت کسب میکنند. برخی از تیزهوشان ممکن است در تحصیل دچار شکست شوند و نتوانند در دانشگاه قبول شوند. شکست آنها ممکن است به این دلایل باشد: داشتن معلمان ناشی، بیسوادی والدین، ناسازگاری با دیگران، علاقهمندی به کارهای فوق برنامه، بیاعتنایی به محتوای درس، کوچک و ناچیز دانستن کار، نداشتن انگیزه کافی در تحصیل و کسب علم، عدم تناسب روشهای تدریس با ذوق و سلیقه آنها، آرزوهای پردامنه و شگفتآور و ناتوانی معلم در درک آنها. ازجمله شکستهای نوابغ میتوان به شکست افراد زیر در تحصیل اشاره کرد:اینشتین در ورود به دانشکده پلیتکنیک، در زبان مردود شد و در جانورشناسی و گیاهشناسی نمره کافی نیاورد و جا ماند.مندل دوبار در امتحانات آموزگاری مردود شد.
تغذیه و تیزهوشی
انسان با اتکاء به نیروی تفکر، تاثیرات بسیاری بر محیط زندگی خویش میگذارد، اما نمیتوان اثر متقابل محیط را در تامین نیازهای اساسی و توانایی وی منکر شد. در این میان غذای مناسب نهتنها در برآوردن نیازهای تغذیهای و برای رشد فیزیکی ضروری است، بلکه در تکامل روانی و رفتاری تاثیر بسزایی دارد. با توجه به آنکه نمیتوان یک مرحله خاص تکاملی را نسبت به مراحل دیگر ترجیح داد، ولی بسیاری مطالعات نشان دادهاند دوران پیش از دبستان دارای حساسیت زیادی بوده و میتواند تاثیرات قابل توجهی در پرورش استعدادها و توان هوشی فرد داشته باشد. کمبود تغذیهای طولانی در دوران کودکی به طور قابل ملاحظهای بر رشد ذهنی اثر دارد. هوش به عوامل بسیاری وابسته است. بسیاری از مطالعات انجام شده در 25 سال گذشته اثر سوءتغذیه ابتدایی را بر رشد مغزی و یادگیری نشان دادهاند. طبق آخرین پژوهشهای انجام شده طی 25 سال گذشته در کشورهای پیشرفته، مشخص شده که هوش به میزان 70 درصد تحت تاثیر عوامل ارثی و به میزان 30 درصد تحت تاثیر عوامل محیطی قرار میگیرد و «تغذیه به عنوان مهمترین عامل محیطی، عبارت است از تامین انرژی مورد نیاز برای فعالیتهای روزانه چون خوابیدن، تنفس، بازی کردن و... برای نگهداری، رشد و تکثیر در بدن ضروری است».
منبع:وب دوست داشتنی